|
آخــــــرین همســـــفرم خـــــــــاک هر وقت با دیگرانید خود را خط بزنید و هر وقت با خدایید دیگران را
| ||
|
[ شنبه دوازدهم شهریور 1390 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
رَبَّنَاإِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَفَقَدْأَخْزَيْتَهُ وَمَالِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿۱۹۲﴾
[ دوشنبه بیستم تیر 1390 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
خداوند هنگام آفرینش موجودات، از همه عالم وسایل گوناگون را به کار بست. چون کار به خلقت آدم رسید گفت : « انّی خالقٌ بشراً مِن طین » [ص – 71 ] من بشری از گِل می آفرینم. خانه آب و گل انسان را خودم بی واسطه می سازم و در او گنج معرفت تعبیه خواهم کرد. پس از اینکه حضرت ازرائیل مشتی خاک از زمین آورد، باران محبت بر خاک آدم بارید و گِل شد و به ید قدرت در آن، از گِل دل آفرید. از شبنم عشق خاک آدم گل شد صد فتنه و شور در جهان حاصل شد سرنشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره فرو چکید و نامش دل شد
« خلق الانسان من صلصالٍ کالفخّار » [ الرحمن – 14 ] ( خداوند ) انسان را از گل خشکی همچون سفال آفرید حکمت با ملائکه می گفت : شما در گل منگرید؛ در دل نگرید.هر چه ملائکه در آدم تفرس می کردند هیچ ندانستند. تا اینکه ابلیس کاملا دور قالب آدم گشت و هر چه در ظاهر دید فهمید؛ اما چون به دل رسید، هر چه کوشید نتوانست راهی به اندرون دل یابد. با خود گفت: اگر زمانی ما را از این آدم آفتی رسد از همین دل خواهد بود و اگر حق تعالی را با این قالب سر و کاری باشد در این دل باید باشد. ابلیس را چون در دل آدم بار ندادند و دست رد به رویش بازنهادند، مردود همه جهان گشت. « اَعوذُ بالله منَ الشّیطانِ الرّجیم »
[ شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
مهــــریــه وجود مهریه در ازدواج یک امر طبیعی است که مورد تأیید اسلام نیز هست . حقیقت آن بذل هدیه به رسم پیشکش از سوی مرد به زن است که نشانه اظهار علاقه و خضوع و جلب نظر اوست که دقیقاً مطابق با احساسات متفاوت زن و مرد نسبت به یکدیگر است. خداوند در قرآن خطاب به مردان می فرماید : « و ءاتوا النّساءَ صدُقاتِهُنَّ نِحلَهً » مهر زنان را که به خود آنان تعلق دارد و عطیه و پیشکشی است از جانب شما به آنها ، به خودشان دهید . در این آیه از مهر نام برده شده و آنرا صدقه نامیده است. صدقه از صدق است و به این علت به مهر ، صداق یا صدقه گفته می شود که نشانه راستین بودن علاقه مرد است و نوعی پیام محبت و صداقت است . نحله هم به که معنای هدیه و پیشکش است ، به روشنی نشان می دهد که مهر از نظر قرآن عنوانی جز هدیه و پیشکش ندارد. اما این مهریه کجا و مهریه های امروزه کجا ؟! اینکه به مهر تنها جنبه اقتصادی داده شود و جنبه اصلی آن به دست فراموشی سپرده شود ، درواقع از ماهیت اصلی خود خارج شده است . امروزه مهریه یکی از بزرگترین موانع بر سر راه ازدواج شده است . چه بسیار مردانی که به خاطر مهریه های کلان بدترین زندگی را باید تحمل کنند و چه بسیار زنانی که به واسطه مهریه سنگین زندگی مردان را به تباهی کشیده اند و چه بسیار عشقهای پاکی که به خاطر مهریه سنگین در نطفه خفه شده است ! در روایات آمده، زنانی که فقط با تعیین مهرهای سنگین و شرایط مال زیاد حاضر به ازدواج می شوند ، شوم و بی برکت شمرده شده اند ( وسایل الشیعه، ابواب المهمور ، باب 5 ، حدیث 8 ) . مهریه چیزی نباید باشد که زنان برای مردان تعیین کنند ؛ چون ممکن است هم یک زندگی رو به تباهی رود و هم اینکه زن به هدفش نمی رسد . البته قصدم بی احترامی نسبت به زن نیست. پیش خدا هر دو حقوقی مساوی دارند ؛ با این حساب مرد هم باید برای ضمانت زندگی مبلغی را برای زن تعیین کند تا هر دو طرف خیالشان راحت باشد ؛یعنی تعهد مالی دوطرفه! که خداوند اصلاً منظورش این نیست . خداوند برای شروع زندگی شرایط مالی رو تعیین نکرده و اختیار مهریه را به خاطراحترامی که برای زنان قایل هست به خودشان سپرد ؛ وگرنه خود مرد تعیین می کرد. اما زن نباید از این احترام سوء استفاده کند و برای منافع شخصی تصمیم بگیرد. اگر اینطور هست پس ضمانت زندگی زن برای مرد چیست ؟ شما دختران مهریه سنگین و بدون مهر و محبت را ترجیح می دهید یا مهریه ای ناچیز ولی آکنده از عشق و علاقه را ؟!
[ یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
می خواهم خون گریه کنم اما قطره اشکی مژگان مرا مرطوب نمی کند ! می خواهم فریاد بکشم اما آه هم از سینه برنمی خیزد! می خواهم بیندیشم اما به چه چیز ؟ به کدام بدبختی و نافرجامی؟ مگر مغز اندیشمندی هم در برابر این ناملایمات برجا می ماند؟ بیچاره و تنها ، ویلان و سر گردان ، هراسان و بیمناک از آنچه هستم و خواهم بود، متنفر از این محیط آلوده و ننگین !
[ یکشنبه سوم بهمن 1389 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
در دنیایی که خندیدن جرم است
نگاه کردن گناه است بوسیدن ناپاکی است محبت کردن مزاحمت است دوست داشتن را چگونه ثابت کنم ؟؟؟
[ سه شنبه بیستم مهر 1389 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی، ندادی، دادی پس گرفتی، ندادی بعدا" دادی، ندادی بعدا" می خوای بدی، دادی بعدا" می خوای پس بگیری، داده بودی و پس گرفته بودی، اگه بدی پس می گیری، پس گرفتی دادی، پس گرفتی بعدا" می خوای بدی، اگه می دادی پس می گرفتی، نداده بودی فکر می کردیم دادی و پس گرفتی، خلاصه خداجون سرتو درد نیارم به خاطر همه چيز شکر!
[ یکشنبه چهارم مهر 1389 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ،
به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است عشق خام و نورس می گوید : من دوستت دارم چون به تو نیاز دارم ولی عشق پخته و رشد یافته می گوید : من به تو نیاز دارم چون دوستت دارم خوشا آنان که در بازار گيتي خريدار وفا بودند وهستند خوشا آنان که در راه رفاقت رفيق با وفا بودند وهستند
[ دوشنبه یازدهم مرداد 1389 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
من اصلا" به پشیمانی اعتقاد ندارم
بعد از حرفایی که می زنم با من هم عقیده میشین . پس خوب فکر کنین ! عرفا" پشیمانی یعنی عاقیت کاری که انجام گرفته به مزاجمون خوش نیومده و طبق پیش بینیمون از آب در نیومد. چون فکر می کردیم بهتر ازین می تونست اتفاق بیفته. اما من یه سوال دارم : ما وقتی که از آینده خبر نداریم و نمی دونیم چه چیزی در انتظارمونه چطور می تونیم ابراز پشیمونی کنیم؟! مگه دنیا با اون اتفاق تموم میشه؟ مگه خدا بازم بهمون فرصت نمی ده؟ ما که نمی دونیم چه حکمتهای در کاره و چه درهای رحمتی قراره به رومون باز بشه چرا باید بگیم ای کاش .... ای کاش .... ای کاش ..... ! . من گاهی اوقات فکر می کنم ابراز پشیمانی یه جور نادیده گرفتن خداست ! در ضمن چیزی که عوض داره گله نداره ! تو این دنیا همه چیز عوضش وجود داره و تنها چیزی که عوض نداره عمر آدمیه. پس تا عمر بر قراره فرصت برای انجام هر کاری هست. شاید سهراب وقتی گفت : تا شقایق هست زندگی باید کرد ! منظورش همین بوده ! و شقایق رو می تونیم استعاره از عمر آدمی بدونیم !
[ یکشنبه سی ام خرداد 1389 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
ياد دارم در غروبي سرد سرد,ميگذشت از کوچه ي ما دورگرد , داد مي زد کهنه قالي مي خريم دست دوم جنس عالي مي خريم کاسه و ظرف سفالي مي خريم گر نداري کوزه خالي مي خريم اشک بر چشمان پدر حلقه زد عاقبت آهي کشيد بغضش شکست اول ماه است و نان در سفره نيست اي خدا شکرت ولي اين زندگيست؟ بوي نان تازه هوشش برده بود اتفاقا" مادر هم روزه بود خواهرم بي روسري بيرون دويد گفت آقا سفره خالي مي خريد؟؟
[ سه شنبه هفدهم فروردین 1389 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
از لقمان حكيم چه مي دانيم ؟!! حكمت ؛ حكمت واژه ايست كه مرا وادار به تفكر مي كند و گل سر سبد اين دريا ، كسي است كه پيامبر نبود ولي بنده اي بود بسيار متفكر و به خدا ايمان واقعي داشت ؛ داراي عمري طولاني (3500 سال)، معاصر حضرت داود و از بستگان حضرت ايوب بود. او زمان 40 هزار پيامبر آسماني را درك كرد كه نسبت به همه آنها معرفت داشت و نامش لقمان حكيم است . فرشته ي جبرئيل بر وي نازل گشت و از جانب خداوند به او اختيار داده شد كه بين پيامبري و حكمت يكي را برگزيند ؛ لقمان كه به دشواري پيامبري و حاكميت كاملا" آگاه بود ، حكمت را انتخاب كرد. از او پرسيدند چگونه به اين مقام رسيدي ؟ گفت : به خاطر امانت داري ، صداقت و سكوت درباره ي آنچه كه به من مربوط نبود. بد نيست به گوشه اي از نصايح او گوش فرا دهيم تا شايد بتوانيم کمال را تجربه کنیم : * اگر در كودكي خود را ادب كني ، در بزرگي از آن بهره مند مي شوي؛ * دو چيز را هيچ گاه فراموش مكن : خدا و مرگ ؛ * دو چيز را فراموش كن:خوبي خودت به ديگران و بدي ديگران در حق تو ؛ * اگر در نماز بودي قلبت را حفظ كن ؛ * اگر در حال خوردن بودي ، حلقت را حفظ كن ؛ * اگر در ميان مردم هستي ، زبانت را حفظ كن؛ * و بدان كه در قيامت از تو درباره 4 چيز سؤال مي شود : 1- از جواني كه در چه راهي صرف كردي؟ 2- از عمرت كه در چه فنا كردي؟ 3- از اموالت كه از چه راهي به دست آوردي؟ 4- و آنها را در چه راهي خرج كردي ؟!
[ شنبه پانزدهم اسفند 1388 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
چرا از خدا به خاطر تلخي ها تشكر نمي كنيم ؟!! قرآن مي فرمايد: ( چه بسيار چيزهايي كه شما دوست نداريد ولي به نفع شماست و چه بسيار چيزها كه دوست مي داريد و به ضرر شماست ) اگر بدانيم ديگران مشكلات بيشتري دارند؛ اگر بدانيم مشكلات غرور را مي شكند و سنگدلي را برطرف مي كند ؛ اگر بدانيم مشكلات ما را به ياد دردمندان مي اندازد؛ اگر بدانيم مشكلات كفاره ي گناهان است ؛ اگر بدانيم مشكلات سبب دريافت پاداش اخروي است؛ اگر بدانيم مشكلات هشدار بيدارباش قيامت است ؛ اگر بدانيم مشكلات سبب شناسايي دوستان واقعي است؛ اگر بدانيم مشكلات بيشتري شايد در انتظار ما هست ؛ خواهيم دانست كه تلخي هاي ظاهري نيز در جاي خود شيرين است. يه نمونه مي گم كه ته دلتون داغ بشه : حضرت زينب (س) در پاسخ جنايتكاران بني اميه فرمود: (( در كربلا جز زيبايي نديدم ))
[ یکشنبه سیزدهم دی 1388 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت
[ دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 ] [ ] [ صـــــابــــر ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||